گل زیبای من - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 3:00
زخمه عاشقی - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 3:00
زمانه امواج - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 3:00
پل ورسک - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 3:00
والتِر اَگنِر مهندسِ اطریش داده جان بر سر تعهّد خویش دلِ پُل را شکسته از مرگش لوگموتیو را غمش بجان زد نیش ظاهراً از جهان خود دور است باطنش یک جهان و شاید بیش سوت بر پل عزای اگنرهاست خاک ایران دهد به
شجریان ۱ - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 3:00
ز خالق خواهش اعجاز کردن پس از پایان دعائی باز کردن شوی از نو بپا شاداب و خندان وطن را روشن از آواز کردن ،
شجریان ۲ - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 3:00
یتیمان را به مهری شاد کردن برایت بنده ها آزاد کردن قدح از جامِ اندوه سرکشیدن میانِ سجده از تو یاد کردن۰
شجریان ۳ - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 3:00
نوایت را به چشمِ دل شنیدن به صورت پنجه از افغان کشیدن تمامِ استغاثه صحّت تو به حسرت لب به دندانها گزیدن
ربّنای شجریان - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 3:00
شوّد هر خواهشی خندیدن تو چو اشک شمع از آتش چکیدن امان از قدرت آن رَبّنا که شده بال زمین در پر کشیدن.
ربّنای استاد شجریان - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 3:00
ز خالق خواهش اعجاز کردن پس از پایان دعائی باز کردن شوی از نو بپا شاداب و خندان وطن را روشن از آواز کردن یتیمان را به مهری شاد کردن برایت بنده ها آزاد کردن قدح از جامِ اندوه سرکشیدن میانِ سجده از تو ی
چشمان نامحرم به رهبر - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
ای شهد شیـرین عسـل ای آیت نورای کهکشان های هزاران ساله ی دوریــاحَیّ و یاقیّـوم ای عطر دلاویزای روح پاکی در حرا ، آیات پرشوربــاریده از رحمت به روی کائناتتبدها نموده خوب و هر زشتی ز تو حور
رحیم آباد - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
شهر آزادگان رحیم آبادمیدرخشد به شرق گیلان شادقلب جنگل و روح دریاهاستهرچه دارد محلّه ی زیباستپل رود است جاری اندر شهرمی رود تا خزر تو را به سفرچهره ها شاد و مردمی خندانآبروی تمامی ایراناهل علم و تلاش و
دوستی - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
بگو از دوستی تا راحت جان در میان باشدنگو از دشمنی ، رنج فراوانی در آن باشدبه هر راهی که پا بگذاری از آن میرسی جائیچه خوب است راه حلّ مشکلات تو در آن باشد .
اشک صبحدم - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
کاش می شد حق چو نوری در دلمچون نماز صبح و اشک صبحدمدر قیام و در قعود کار خودمی خورم افسوس حالم دم به دم .احمد یزدانی
زلزله - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
زلزله ، مست غروری تو و بی درمانیخوره ی روح و روانی ،گُسل تهرانیغدّه ای دائمی هستی وَ حکایت داریزخمِ بدخیم و تکاننده ی جرّاحانیمایه ی رنجش و رنجاندن پیرامونیوقتِ آرامش خودهم سبب طوفانیمثل چنگیزی و ویرانی عالم کارتاوج رسوائی و بدنام و بلای جانیبسته ای دست نرون هم نفس ضحّاکیگریه ی عاقل و خندیدن نادانان...
ترور - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
دامگه بودی و شیطان افتاددر دل آتش دامی که نهادترورت شد سند رسوائیدشمنی رذل به آن فرمان دادالمهندس چو برادر یکرنگجان خود بر سر پیمان بنهادشد عوض صحنه ی عالم سردارخونتان تفرقه را داد به باددر بیان هنر م
سردار - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
تکخال محبّت و صفائی سردارنوری تو ز ذات کبریائی سرداراوجی تو ، فرازِ بی فرودی آقاترسِ دل کُلّ اشقیائی سردارتو دشمن سرسخت شیاطین هستیچون آیه ی وحدت و رهائی سرداربیچاره ترامپ لعنتی می لرزدامنیّت و عشق و
بند بلا - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
بوده مانند خسی بی ادّعا سالها بند بلا را مبتلا تونجاتم داده ای ازبندخویش رَستم وآنگه شدم دربندخویش آب وجاروی وجود از آن توست جان عاشق بندی زندان توست من وَ ماها هاقیل وقال دیگریست نیست احوال من حال
اوج است شهید - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
روزگار - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26
تماشای تو - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 14:26

برچسب‌های مرتبط

غم چشمانم | غم چشمانت | غم چشمان | ای روزگار هوار هوار | ای روزگار لعنتی | ای روزگار | ای روزگار دل شکن | اي روزگار لعنتي | ای روزگار نامرد | ای روزگار بی وفا