شهر آزادگان رحیم آباد
میدرخشد به شرق گیلان شاد
قلب جنگل و روح دریاهاست
هرچه دارد محلّه ی زیباست
پل رود است جاری اندر شهر
می رود تا خزر تو را به سفر
چهره ها شاد و مردمی خندان
آبروی تمامی ایران
اهل علم و تلاش و دانائی
مقتدر ، مظهر توانائی
عشقشان رشد دانش و فرهنگ
بوده با جهل دائماً در جنگ
یک محل دارد آن که بالنگاست
عشق و شور و نشاط من آنجاست
در بهاران به نبش چارم من
ساکنم از برای گل چیدن
قطب گردشگری سفیدابه
پاتوق آفتاب و مهتابه
جای زیبای اشکور لشکان
هرچه دیدم فقط قشنگی آن
گرچه تعداد روستا صدهاست
هریکی خود بمثل یک دنیاست
نور حق در تمامشان جاریست
عشق ایران به سینه ها کاریست
بخش باشد اگرچه اینک آن
حق که باشد به شرق، شهرستان
مردمی بیشمـار و پراحسـاس
با مرام و به حق بسی حسّاس
در صفا همطراز بارانند
از صداقت چو نور میمانند
چه شهیدان نازنین دادند
از برای وطن و دین دادند
مرد و زن مثل سرو آزاده
هرچه خوبی خدایشان داده
خستگی بر وجود من رو کرد
قبله اظهار آب و جارو کرد
میکنم من سخن تمام اینجا
دِین خود کرده ام ادا حالا .
#احمد_یزدانی
برچسب:
نویسنده: آروین سامانی
تاريخ: يکشنبه
25 اسفند
1398 ساعت: 14:26