عزیز من که شدی عازم به کرببلا
-
تاریخ: 1403/6/4 ساعت: 13:48
عزیز من که شدی عازمِ به کربُبلا مواظبی نشوی خارج از حدودِ وفا؟ برای یاری حق میروی و یا اینکه ، اسیرِ موج زمان گشته ای شما حالا؟ چه فرق میکند آن کربلا و اکنون جز زمان ، که فاصله انداخت در میان شما؟ گمان کنی که اگر بوده باشی آن دوران جواب داده به فرمان سیّدالشّهدا؟ میان خیل سپاه یزید یک خولی و یا که ...
اربعین راز بقا هستی و اسرار عدد
-
تاریخ: 1403/6/4 ساعت: 13:48
اربعین راز بقا هستی و اسرار عدد شیعیان واژه ی رمز تو وَ احباب توایم نقطه ی وصل جهان پهنه بین الحرمین کربلا تا به نجف موکب ایجاب توایم چشمه ی عشقی و ما تشنه ترین های زمین عاشقانِ عطش و تشنگی ناب توایم راهی از عشق تو تا خانه ی ارباب جهان راهیان حرم و نقطه ای از قاب توایم اربعین آخر عشقی و جهانی هستی،...
اربعین شد نقطه ی وحدت و ثقل مومنان
-
تاریخ: 1403/6/4 ساعت: 13:48
اربعین شد نقطه ی وحدت و ثقل مومنان مسلمین داده به دنیا همّت خود را نشان از حسین ابن علی تدبیر عالم گشته است تا رود بدخواهی از مستکبران در گورشان از همه اقصای عالم مومنان حق طلب داده اند پاسخ به هل من ناصر مولایشان از نجف تا کربلا چون روضه ی رضوان شده مضجع شش گوشه ی آقا امید شیعیان بوده با پای پیاده ...
گفته کسی شعری که خیلی تیزه
-
تاریخ: 1403/5/29 ساعت: 17:38
گفته کسی شعری که خیلی تیزهنمیدونه زمین برفی لیزهمنم جوابش میدم بشوخیجواب سنگشو میدم کلوخیباقی مطلب دیگه با شماهاکرده بجان ما دو تا دعاهاگفته که سن که شد حدود پنجاهباید نشسته منتظر کشید آهچنین میشه چنان میشه فلان جامیزنه بیرون مرض از همان جاگفت و همه شنیده خنده کردنحرفای بیخودی رو زنده کردناشتباه کرد...
نازنین فیروزکوه ای شهر من
-
تاریخ: 1403/5/29 ساعت: 17:38
نازنین فیروزکوه ای شهر منقلب تاریخی تو ای شهر کهنقلعه ها و قلّه هایت بیشماردلربائی می کنی مانند یارگفته ام بسیار در وصف تو منبازهم می گویم از حسنت سخنمانده ای مظلوم و بیکس در محاقبینظیری در جهان از کوچه باغمی دهم من از بناهایت سراغتا نمانی بیش از اینها در فراقمیکنم آغاز از کلّه منارداری آن را از گذش...
آفرین بر خلق آمریکا که غوغا کرده اند
-
تاریخ: 1403/5/29 ساعت: 17:38
آفرین بر خلق آمریکا که غوغا کرده اند راهشان را از نتانیاهو مجزّا کرده اند آمد آمریکا بگیرد امتیاز ویژه ای ، سور او را در خیابانهای خود جا کرده اند کرده اند کاری که آمریکا نقابش را گرفت با ستم جنگندگی را بی محابا کرده اند یک گروه با سواد و مردمانی حق طلب مفتضح صهیون رسوا را به دنیا کرده اند دلخورند ا...
با خاطره های تو خیالم درگیر
-
تاریخ: 1403/5/21 ساعت: 13:08
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیای...
کشته اند مهمان ما را با کمین
-
تاریخ: 1403/5/15 ساعت: 20:26
اشک قلم در رثای مهمان شد عزای اشرف اولاد دینگشته اند آزادگان از آن غمیناشک غم میبارد از هر دیده ایکشته اند مهمان ما را با کمینگَشته است آزادگی با غم عجینخون فرزندان و یاران بر زمینگم شده در نقشه ها اقلیم روزغربت از داغ هنیه شد غمین از هنیه جبهه ی حق داغدارخون شده در غزّه جاری هرکنارانتقام حقّی که م...
بلا در نینوا بارید بر دشت شقایق ها
-
تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 15:11
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیای...
در هر طرف صدای عزاداری حسین ع
-
تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 15:11
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیای...
سینه از آتش ببداد زمان میسوزد
-
تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 15:11
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیای...
جهان درگیر افکار شیاطین و بلایا شد
-
تاریخ: 1403/4/19 ساعت: 22:01
جهان درگیر افکار شیاطین و بلایا شدزمین آبستن جنگی جهانی بی مهابا شدزمین و آسمان بازیچه ی دستان خودخواهیبشر در ظلم و کینه عنصری جدّاً توانا شدجهالت قدرتی قاهر عدالت منزوی غافلبشر از دست خودخواهی خود شرّی سراپا شدهمه از ظلم ابنا بشر مغروق و سر در گمبه هر سو حاکم دنیای ما تردید بالا شداطاق فکر عالم در ...
آزادی ای نهایت مطلوب روزگار
-
تاریخ: 1403/4/19 ساعت: 22:01
آزادی ای نهایت مطلوب روزگارخورشید گمشده ی خوب روزگارمیسوزم از برای طلوع دوباره اتای واژه ی مقدّس و محبوب روزگارمیخواهمت که دلارام من شویهم مستی من و هم جام من شویمیخواهمت که بخوانی مرا ز شوقهمخانه با من و هم دام من شویمیخواهمت که برایت فدا شوماز دست رنج تحکّم رها شوممیخواهمت که بسوزم برای تودریای عا...
ظاهراً زنده از درون ویران
-
تاریخ: 1403/4/19 ساعت: 22:01
ظاهراً زنده ، از درون ویرانگم وگوری میانِ قبرستانبود اطرافِ من تمامش رنجغم و اندوه و غُصّۀ دورانگُل به چشمم چو خار می آمدخار بودو سیاهی و زنداندوستانم زِ دورِ من رفتندمانده ای بی پناه و سرگرداندردهایم زیادشد هر دمآتشی بود در دلِ سردمبا عبادت شناختم حق راطرد کردم تمام ناحق راپرتو نورِ حق به من تابیدذ...
چشمان ماه به چاهی نمی رسد
-
تاریخ: 1403/4/3 ساعت: 15:54
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیای...
چقدر عمر خوشی کوتاهه کوتاه
-
تاریخ: 1403/4/3 ساعت: 15:54
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیای...
شیطان شریکم شد و با او کاشتم گندم
-
تاریخ: 1403/4/3 ساعت: 15:54
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیای...
توبه کردم از خطا در بندگی
-
تاریخ: 1403/2/23 ساعت: 15:54
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیای...
با اشک و زاری زندگی آغاز گردد
-
تاریخ: 1403/2/23 ساعت: 15:54
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیای...
صبح است و اذان و یک سرآغاز
-
تاریخ: 1403/2/23 ساعت: 15:54
صبح است و اذان و یک سرآغازدنیای نماز و شوق پروازمیخواند هر آنکه را که اهل استدرهای زمین و آسمان بازباران دعا و سینه بیتابدر چهره منتظر غمی نابچشمان به ره نگاهی از دوستشب منتظر حضور مهتابدر خلوت گفتگوی با یاریک سینه غم است و شوق دیدارآید سر وعده رفته هجرانخنده شده بر لبان پدیداردر باغ دعا گل اجابتاز ...