
مانده مزداران به زیر سیل و اجسادی زیادمردمانی غُصّه دار و رنجشان در ازدیادسیل وحشی زخم خود را زد و جان ها را گرفتبرد آرامش بجایش رنج بسیاری نهاددود دل تا آسمان ها رفت بالا ، ابر شدبازهم بارید و سیل آمد وَ زحمت ها به بادبوده جنگی سخت با سیلاب و دست غارتشتا سر جایش نشست و در به آرامش گشادعدّه ای را کُشت سیلاب و خودش در گور رفتتا کجا و کِی به مزداران دلی را دیده شاد ؟ بخوانید...
ادامه مطلب
با این لینک به کانال قسمتی از اشعار احمد یزدانی منتقل میشوید منم و حال خراب و شب و مطلب دلتنگی نیلوبلاگ و غم تک و تنها و به این غربت دور افتادم نیستی تا به کنارم بنشینی و من از ، وضع و حال بد خود گفته ببارم نم نم ....
ادامه مطلب
ای دلِ دریا ،غمِ مطلب والا نیلوبلاگ مطلب حسین نیلوبلاگ روحِ بلند، عشقِ سراپا حسین معنی زیبای دل و دلبری ماهِ درخشنده دنیا حسین عزّت آزادی و آزادگی اخترِ تابنده زیبا حسین هرچه که از تو بزنم دم کم است از تو شود حق دمِ ما ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
مثل دریا آمدی با من کنارابر بارانی تو ، من صحرای زارباش با من ای غم فرخنده امبر کویر تشنه ی قلبم ببار. ...
ادامه مطلب
ماه زیبای سرکشیده ز یاد صوت داوودی قبیله ی باد شورو گرمای صبح خاطره ها نور شمع مسیر غارت باد رنگ و بوی خوش توانستن دست تا آسمان بلند ، فریاد روشنائی در عمق تاریکی در تحمّل و سوختن استاد ای خداوندِگارِ چهچههِ ها قدّ رعنایِ سَرو ، چون شمشاد قاصدِ شادیِ زمانه سخت روحِ آواز شور تا بیداد میکنم از خدا گدائی ، تا غمِ چشمان تو شود آزاد. کوتوال ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب