بوده مانند خسی بی ادّعا
سالها بند بلا را مبتلا
تونجاتم داده ای ازبندخویش
رَستم وآنگه شدم دربندخویش
آب وجاروی وجود از آن توست
جان عاشق بندی زندان توست
من وَ ماها هاقیل وقال دیگریست
نیست احوال من حال دیگریست
تو تمامی بزرگی را سزا
بودن من ها و ما ها از شما
گوشۀ چشمی به رندانت فکن
دستگیری کن به زندانت فکن .
@ahmadyazdany
برچسب:
نویسنده: آروین سامانی