از غم مردم منم از زهر مارم تلخ تر - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
شاعری ایرانی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
متفاوت هستم ، شاعری, ایرانی, با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانی اهل شعر و واژه ، جمله را میکاوم گاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانی جنس من از هجرت ،ره سپردن کارم عاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانی مثل شمعی روشن ، سوز
بیا پایان بده حال بدم را - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
خورشیدی و کم از آن نیستی رفیق - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
شد شکایت از گروه ماهیان - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
بندی تن - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
بندی تن شده ام محبسِ من شد جانم آرزومند فراری شدن از زندانم بُعد دیوار شد هر جزء وجودم در چشم قفل دل را بگشا ، لطف کن ای جانانم ببر از قالب تن تا به جهان دگرت با نگاه تو خوشم حضرت حق ، یزدانم بجز از م
بازیچه شهر آرزوها - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
بی عملان - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
حبس ساحل به دریا - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
دلی مانندت از آهن ندارم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
تبر و جان درختان - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
گردنه های سر راه - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
حرف سربسته - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
قلعه بوسه - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
تمام هیکلش لب شد و منهم u200fبرای بوسه لشکرها کشیدم u200fزدم بر قلعه ی زیبای لب ها شدم وارد و تا گنجش رسیدم.
قمار آخر - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
ملّت رفیقِ راه و ندانسته قدرمان دائم نبوده محبّت و صبرِمان ترسم که در تهِ قصّه و ماجرا گردیده سنگ لحد روی قبرمان باشد ،قمارو برنده شما در آن فریاد و درد خدایا از این بلا چون موش گشته و انب
خون دل - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
دل شب بود و غمت بود و من و حال خراب خون دل شد غزلم چشمه ی وقتم مرداب از تو گفتم و نوشتم و نوشتم گفتم تا سحر هرچه نوشتم همه را داده به آب
نسل پیچیده - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
نسلِ پیچیده, و زنجیری دنیا شده ایم همچو رایانه وماکت ومقوّا شده ایم در سخن داعیه دارانِ تفاهم هستیم در عمل دشمن سازش و مدارا شده ایم نیست لبخند به یک کوچه که تاپنجره ای رو به آن وابِشَوَد،خالقِ غم ها ش
راضیِ ناراضی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
در دهِ دوری که حرف حق زدن جانبازی است صحنه در دست گروهی راضی ناراضی, است آنکه روزی در غم ایمان مردم بوده است از برای نفع خود در کار کافرسازی است چون که نان را در تنور قهر مردم می پزد انعکاس سعی او مان
سراب - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:39
ساده تر از گل و جاری تر از آب شعله ور ، ساکت و زیبائی ناب مثل دریای عمیق و موّاج جمع اضداد چو بیداری و خواب آتشم زد و تماشا کردم رفت و ماند حسرت دیدار و عذاب باز من ماندم و تنهائی و غم بازهم شادی بیهوده ، سراب .
رفتگران - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 10:06
بنام خداتقدیم به رفتگران زحمتکش #شهرداری_فیروزکوه صدای پای جارویت چه پر تعداد می آیدچنان شیرین کِشی ،انگار که فرهاد می آیدمَحل در خواب و بیداری برای رُفتُ و روبِ آنخدارا ؛ زحمتت آیا کسی را یاد می آی

برچسب‌های مرتبط

غم چشمانم | غم چشمانت | غم چشمان | ای روزگار هوار هوار | ای روزگار لعنتی | ای روزگار | ای روزگار دل شکن | اي روزگار لعنتي | ای روزگار نامرد | ای روزگار بی وفا