باغ دارد سایه ساران زیاد
روحِ بالیدن و ذات اعتماد
چشمه ساران زلال و دائمی
انتشار مستمرّ خیر و داد
تو یکی از گوشه های خوب باغ
معتبر هستی برای استناد
روح نیکی را دمیدی در وطن
کرده ای بازار بدها را کساد
ایستادی روبروی کجروی
از تو مینالد تباهی با عناد
وعده ای هرگز ندادی بی عمل
زاده ای از دودمان اجتهاد
سر وَ صورت شد سفید از روزگار
در ضمیرت مثل برفی، خوش نهاد
پاکِ پاک و عارفی نیکوخصال
در تو جاری حسّ خوب اعتماد
با تو منهم پیر گشتم ، شاهدم
رنج ها بردی، فراوان و زیاد
ایستادی صخره سان ، مانند کوه
پافشاری کرده ای بر اتّحاد
راز بسیاری درون سینه ات
ظاهراً خندیده ای با روی شاد
رنجها پایان گرفت و روز شد
کشوری محکم و بر وفق مراد
آرزو دارم که باشی سربلند
نزد مولایت بهنگام معاد
دوستت دارم تو را از عمق دل
ای بزرگ راستین و خوش نهاد
شب شبِ جمعه و اکنون نیمه شب
دست ها رو به خدا ، ربّ العباد
ای خداوند بزرگ و ماندنی
حفظ کن ایرانی از هر گردباد
دشمنان را منحرف کن از هدف
ریشه کن کن ریشه ی ظلم و فساد
مذهب مارا بتابان در جهان
تا که یابد اهل ایمان ازدیاد
صلح و آرامش بده بر مومنین
خوار کن هر کافر بی اعتقاد
جان دلسوزان کشور شاد کن
برکتت نازل کن انواع و زیاد
آب و بادو خاک و آتش را بگو
داده بر هر شهرو ده از خود مراد
کشور ایران زمین را حفظ کن
از گزند دشمنان و تند باد.
احمد یزدانی
برچسب:
نویسنده: آروین سامانی