خرید بک لینک

بسته ام دل را به گل دادم به دست باد و باران

میشود با هر نسیمی باغ امّیدم پریشان

رنج عالم را به دل دارم به وقت رنجش او

خنده اش باشد برای دیگران غم سهم این جان

میشود تهدید و میلرزد دلم از غُصّه هایش

بوده تنها دلخوشی خندیدنش وقت بهاران

میزند بر سینه آتش دست طوفان در وزیدن

میکنم دائم دعا تا بوده او شاد و خرامان

تا نباشی مطلب باغبان نیلوبلاگ از هجر گل چیزی نفهمی

باشد عشق باغبان خندیدن گل در گلستان .

برچسب: نویسنده: آروین سامانی تاريخ: يکشنبه 23 آذر 1399 ساعت: 5:51

صفحه بندی