
جهان درگیر افکار شیاطین و بلایا شدزمین آبستن جنگی جهانی بی مهابا شدزمین و آسمان بازیچه ی دستان خودخواهیبشر در ظلم و کینه عنصری جدّاً توانا شدجهالت قدرتی قاهر عدالت منزوی غافلبشر از دست خودخواهی خود شرّی سراپا شدهمه از ظلم ابنا بشر مغروق و سر در گمبه هر سو حاکم دنیای ما تردید بالا شداطاق فکر عالم در خیال جنگ و خونریزیضعیف از دست شیطان سرنگون در زیر پاها شدنمانده حرکتی برحق نمانده نقطه ای روشنزمان مبهوت افکار پریشان از زوایا شدجهان در معرض یک انفجار و زیر و رو گشتنزمین آماده ی تغییر وضعی بی مهابا شد . بخوانید...
ادامه مطلب
متفاوت هستم ، احمد یزدانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانیاهل شعر و واژه ، جمله را میکاومگاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانیجنس من از هجرت ،ره سپردن کارمعاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانیمثل شمعی روشن ، سوز و سازی دائمگریه هایم جانکاه ، ضجّه ها پنهانیساده ؛ بی پیرایه ،بی گره ؛ بی مشکلخاطراتی روشن ؛ سختی و آسانیایده آلم قُلّه ، رو به آنجا راهیظاهرم آرام است ،سینه ام طوفانیمیکنم با شعرم ؛ رو به فردا پروازهاله ای از احساس ؛ مثبت و نورانیعاشقِ زیبائی ، مثل گل ،آزادینا امیدی محکوم ، کردمش زندانی . بخوانید...
ادامه مطلب
ه...
ادامه مطلب